تبليغاتX
کلبه ی وحشت من
ببین اینا حرفه دله اصلا مهم نیست که خوشت میاد یا نه چون مثه تنهاییام فقط ماله منه
دلم

یه دل سیر


سیر


میخواد


که بخورم


که از بوی گندش


هیچکس حتی برا لحظه ای هم کلام شدن

نزدیکم نیاد


سگ قصه ما

دیگه میخواد

حرف زدنم یادش بره


خوش به حالت

لال

مادر زاد


خوش به حالت

کر

مادرزاد


فقط نه

چشمهایم را ازمن نگیر


برای بغض

لازمشان دارم


برای

دیدنت لازمشان دارم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 4:34  توسط aHmaD  | 


نمیدونم

به خدا

من از تو بیخبر ترم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 2:47  توسط aHmaD  | 

انقدر روزهایم را

میگذرانم

تا روزی

به تو برسم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 3:30  توسط aHmaD  | 

تشنه دیدن چشماتم

دیدن چشمی که

به مهربونی نگام کنه

چشمی که چون پدر به پسر خطاکارش نگاه میکنه

اما به مهربونی

نه

غضب

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 3:33  توسط aHmaD  | 

مرا ببین

به شکل یک دیوانه

تنهایی  بی اشیانه


مرا ببین

خاری گل دار

عسلی زهر دار


مرا ببین

خوب و بد در امیخته

طلایی به لجن امیخته


مرا ببین

دفترم را سطر به سطر ورق بزن

سگی الماس به گردن اویخته


مرا ببین

انچنان که هیچ کس ندید

گویی مهر سکوت بر لب دوخته


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 3:26  توسط aHmaD  | 

الماسی را

به دهان سگی داده اند

نمییدانم

سگ حیوان با ارزشی شده

یا قیمت الماس پایین امده


عجب روزگاری دارد

سگ تنهای قصه ما

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 3:15  توسط aHmaD  | 

ابروم

دلواپسی

برا توست


بی ابرویم نکن شاه

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 3:9  توسط aHmaD  | 

یه چیزی بدجوری تو دلم گیر کرده


توکه زدی خرابم کردی


چرا برای ساختنم وقت نذاشتی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 3:5  توسط aHmaD  | 

نه

در گروه بزرگسالان راهم دادی

نه

در گروه خردسالان

لعنت به این سن

لعنت به این سال

لعنت به هرچی

که مرا در برزخ بزرگ و کوچک گزاشت

گله ندارم

دلم از غصه پره

اگر بگویم ناشکرم

اگر نگویم میمیرم

تو بگو راه سومم چیست

ای دلدار ازلی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 3:0  توسط aHmaD  | 

برام از زیبایی جشن کریسمس  امسال میگی

اما

هنوز

من هر روز مجلس درد دارم

عزا و غم دارم

از .....

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 2:56  توسط aHmaD  | 

در این لحظه ها

گیر گرده ام

مانند

ساعتی بی عقربه

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 3:0  توسط aHmaD  | 


قلب تاریک من کجا


خورشید تابانی همچون تو کجا


دلگیر نشو

اشکال از شما و بزرگیت نیست


اشکال از کوچکی قلب من است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 0:40  توسط aHmaD  | 

می خندم

به تو

به خنده هایت

به شاهکار خدا

به درد

به خودم

به تو

به خدا

تو میخندی

برای شادی

من میخندم

برای لحظه ای دوری از غم

تو در حال رفتنی

راهی که درحال برگشت از انم

من میروم

راهی که تو

هیچوقت همراهم نخواهی شد

تو درحال دل بستنی

من در حال دل کندن

تو درحال دل کندنی

من درحال دل بستن


تو حرف میزنی برای  ابراز خودت

من سکوت میکنم برای پنهان  نمودن خود

تو میترسی از ان چه ترسی از ان ندارم

و من میترسم از انچه تو ترسی نداری

زبانم را ببین

از روی سوختن

سرد و ساکت شده

دلم را ببین

میجوشد

اما تو هیچ نمیبینی

چیزی را که درحال تماشایش هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 2:9  توسط aHmaD  | 

خوب نگاه کن

به لبهایم

که تکان میخورد

سالهاست

با خود حریف میزنم

حرفهایی

نگفتنی

حرفایی که

طاقت شنیدنش را نداری

اما هر روز از خود به خویش میگویم

با زبانم میگویم

با گوشهایم میشنوم

و به ان بارها و بارها

فکر کرده ام

راست گفته اند

زبان سرخ

سر سبز را

را به باد میدهد

میتوانی دیوانه صدایم کنی

یا احمق

یا هرچیز دیگر

برایت ارزو میکنم

کاش توهم بفهمی

اوج دیوانگیم را

انگاه شاید ذره ای

توانی درکم کنی

انگاه تونیز

سالها و سالها

با خود حرف میزنی

انگاه

توهم مانند من

تنها میشوی

چنان تنها

که خود نیز

دلت به حال خودت به سوز می افتد


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 1:58  توسط aHmaD  | 


اهای

تو که دوری

اهای

تو که نزدیکی

بگو

هرچه دلت میخواهد

به خدا

قلب من که پر درد تر ازین نمیشود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 3:15  توسط aHmaD  | 

بار دیگر

امشب

فهمیدم

سهم من از ماشینت

فقط

در پارکینگ را

باز و بسته

کردن است

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 2:36  توسط aHmaD  | 

چه کردی با این دل

در

الست

که  عشقت را

در گلم

سرشتند

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 1:50  توسط aHmaD  | 


خوش به حالت

خوش به حال تو که رسیدی به مقصد


خوش به حالت

خوش به حال تو که  خودرا رها و ازاد  کردی


اما من هنوز

سرگردانم

بین رسیدن و رها کردن

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 16:31  توسط aHmaD  | 

دلم میگیرد گاه گاه

شاید یادم رفته است

گاه گاهم چه سرد و طولانیست

شاید یادم رفته

تمام لحظه هایم

پر از گاه گاه های تکراریست

شاید

باز یادم رفته

که درین گاه گاه های همیشگی

چرا بر لب هایم خنده های گاهه گاهیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 3:20  توسط aHmaD  | 

خجالت

عجب دردیست

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 1:42  توسط aHmaD  | 


27

ابان دیگری امد

روز تولدم

20سال گذشت

از وجودم درین دنیا

اما کاش

صفری ناقابل حذف میشد

کاش دران 2

جاودان بودم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 1:32  توسط aHmaD  | 


داغی به دلم گذاشتی که نپرس


ابهای تمام اقیانوس ها

ان را خاموش نخواهد کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 4:1  توسط aHmaD  | 


شب بخیر


خداجونم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 3:33  توسط aHmaD  | 

وقتی میون مردم راه میری و فکر میکنی

باهمه فرق داری


دراون لحظه مطمئن باش کسی دیگه هم

در حال فکر کردن به همین موضوعه


ولی اینرا بدان

همه مثله هم راه میروند

روی 2 پای خسته


روی زمین سرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 3:27  توسط aHmaD  | 

داره

ارزو میشه

یه شب جایی باشم

که هیچوقت نبودم


عجب ارزویی میکند

گاه گاه

این دلکم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 1:23  توسط aHmaD  | 

 باید از بهترین دوست ترسید



چونکه هیچ کس روح تورا انقدر عریان ندیده است که



جای دقیق زخم ها را بداند

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 3:13  توسط aHmaD  | 


من خراب خود خویشم


تو دیگر خراب من الوده نشو

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 20:7  توسط aHmaD  | 

من حال تورا میگیرم


توحال دیگری


و دیگری حال دیگری


و اینست که همیشه


حالمان گرفته است

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 2:2  توسط aHmaD  | 

هرکی چیزیرو بت مدیونه


اما هیچکس مثه من

مدیونت نیست


اخه چیزی ارزشش بیشتر از

جون ادمیزاد

نیست

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 2:42  توسط aHmaD  | 


پیمانی رو که در طوفان

با خدایت بستی

در

ارامش

فراموش نکن

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 22:28  توسط aHmaD  | 

 
NhMGMyYWE1.gif" />

:::●┼┼ دریافت کد چت روم برای وبلاگ شما کلیک کن┼┼●:::


Get your own Chat Box! Go Large!
NhMGMyYWE1.gif" />

:::●┼┼ دریافت کد چت روم برای وبلاگ شما کلیک کن┼┼●:::